تبليغاتX
تا انتهای عشق با من برقص!!

تا انتهای عشق با من برقص!!

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

 
 
 
 نمي نويسم چگونه مي پرستمت
مي نويسم که
مردنم را در پايت باور نداري...
دير زماني است دلم جايي گير است،جايي که نزديکتر از من به من است
آنجا که آنچه به وفور يافت ميشود احساس است
دير زماني است  که در پي نگاه توام ،نگاه ساده و مهربانت را گم کرده ام
نميدانم کجا؟!شايد در  کوچه هاي تقدير، شايدجلوي درهاي حکمت خدا
و اکنون دير زماني است که آرام و بي صدا در خود ميشکنم
 
 
 

+ نوشته شده در ساعت 11:29 توسط ثریاو امیر |