تا انتهای عشق با من برقص!!
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386
رویای بی انتها
ای زیباییه بی انتها
ای گرمیه نوروصدا
همچون دلی پر از امید
میخوانمت ای همصدا
دل گفته ام تو ان دلی
از نور سرشارولطیف
ای عشق بی نقصان من
ای راز هر روزوشبم
گفتم زتو ای نازنین
ای یار بی پروای من
تو تک ستاره
روح نور
ان انتهای بودنی
تا به ثریا خواندمت
ای رو به ماهم
عشق من.... گوشه ای از اشعارم تقدیم به ثریای وجودم...
+ نوشته شده در ساعت 8:38 توسط ثریاو امیر |
جمعه دوازدهم بهمن 1386
کاش بودم تک محصل در کلاس عشق تو
تا که قلبم لبریز می گشت از محبتهای تو
دلم جز تو کس نمی خواست
تو را هر روز می دیدم
ولی کاش زمانه از عشقم نمی کاست......
+ نوشته شده در ساعت 20:13 توسط ثریاو امیر |
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
تا ثریای عشق
کجایی ستاره بی انتهای شبهای من
پس از هجرانت
به ان رسیدم که نیستم بی تو
دوستت دارم مهربانم دوستت دارم
زیبای رویاهایم میخوانمت تا ابد
از پس ناگفته ها هزاران حرف دارم
فردای من زیبای زیبایم
بیا عشقم بیا
بیا که بدون تو حسی ندارم
حس بودن میخواهم
چه حسی است این حس تویی
شوق موندن
خودخواستنی
دل وقلب سرشار از عشقم را
درگرو تو زیباترینم میگذارم...
+ نوشته شده در ساعت 15:51 توسط ثریاو امیر |

صدای راز عشق
تو صدای قشنگ یه ماهی
توی تنگ ابی
تو صدای لرزش دل
هنگام دعایی
تو یه نوری
از میون ظلمت وشب
تو یه خوابی
که بیداری نداره
عزیزم بهترینم نازنینم
بیا عشقم بیا تا جون بگیرم
من از رفتن میترسم
یار خوبم
منو بشناس وباور کن
همینم…. دوستت دارم ثریا....
+ نوشته شده در ساعت 6:58 توسط ثریاو امیر |